بسم الله.. سلام دوستان... باز من برگشتم اینجا و یک متنی چیزی م یخوام بگذارم.... فقط همین رو بگم که دلیل غیبت طولانیم اینه که وارد بازار کار شدم...البته کار مرتبط با رشته دانشگاهی....الحمدلله خوبه..... به قول یک دوستی ، دانشگاه خوب که میری همین سال اولی هم داری می ری سر کار برنامه نویسی #c از طرفی هم که داری میری کلاس های شبکه ...تازه 2 تا پیش نهاد کار دیگه هم بهم شد که یکیش تدریس بود یکیش هم محیطش یکم احتمالا بی خود بود...برا همین هم فعلا می رم همین شرکت اتیک برنامه نویسی می کنم....تو کار AVL و سیستم های بلیط الکترونیک و اینان....شرکت بزرگی نیست و کل تیم فنی 6 نفر هم نیستیم ولی داریم جواب می گیریم الحمدلله.... 6:30 صبح می رم معمولا و 7 شب هم بر میگردم....البته پنج شنبه و جمعه هم تعطیله....ولی من هم پنج شنبه رفتم و هم شنبه که مبعث بود...این تعطیلیلی های دولت رو هم که وللش کلا سر کار بودم تازه کلی پروژه رفت جلو.... اولش می ترسیدم برم توش ...کلا محیط کاری کار نکرده بودم و همه چیزایی که نوشته بودم دانشگاهی بود...اون هم با java !!!!!!...کلا می ترسیدم ولی الحمدلله خدا کمکم کرد تونستم قضیه رو هندل کنم....کلا زندگیم رو مدیون خدا هستم....خدا ممنون....
پ.ن:زندگی در گذر است.... پ.ن1:الحمدلله.... پ.ن2:دلم واس یه مسافرت تنگ شده... پ.ن3:چه وضع مملکته؟برق کم میاد مملکت رو تعطیل می کنن و کار خونه ها و حتی کار خونه های خصوصی رو هم دستور تعطیلی چند ساعته می دن....چه وضعشه...تا نفت هست همینه که هست....
|